تبليغاتX
فریاد
یادداشتهای شخصی و نظرات یک ادیولوژیست
دلم براش می سوزه . خودش هم می دونه که حقش خیلی بیشتر از این هاست ، اما سکوت می کنه و ادامه میده و من خشم رو هر روز بیشتر از روز قبل تو وجودش می بینم . می ترسه رها کنه و بعد نتونه همین رو بدست بیاره .

می ترسه . و من دلم براش می سوزه

---------------------------------------------------------------------------------

اما به عقیده من " خشم "یه چیز با ارزشه . آدم رو به حرکت در می یاره . به آدم قدرت ، جرات و جسارت می ده

خشم ، محدوده شخصی هرکس رو به دیگران یادآوری میکنه .

اون تا زمانی که داره نسبت به خشمش بی اعتنایی می کنه ، نمی تونه وضعیتش رو بهتر کنه .


+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 اردیبهشت1391ساعت 23:20  توسط نسترن | 
یه سوال خیلی خیلی خیلی تخصصی :

واقعا لازمه من بدونم Reference Test Position چه موقعیتی هست ؟ یا مثلا High Frequency Average برای تعیین OSPL 90 سمعک ، شامل چه فرکانس هایی میشه ؟ من اصلا تا حالا برای بیماری ، خودم سمعک تجویزنکرده ام . البته با فیتینگ کامپوتری تا حدی آشنا هستم و کم و بیش در مورد فیتینگ می دونم اما سمعکی رو توش دست برده ام که یکی دیگه به بیمار داده . این کار رو دوست ندارم و فقط می خوام یاد بگیرم .قضیه اینه که هیچوقت مطمئن نیستم اون کاری که کردم ، مثلا افزایش gain ، واقعا مشکل مریض رو حل میکنه یا نه ؟

                                                                                    

البته برنامه های فیتینگ کاری به High Frequency Average ندارن . ولی اگر بخواهیم قضیه رو دقیق بررسی کنیم ، روشی که خیلی از همکار ها برای انتخاب سمعک برای بیمار به کار می برن ، زیاد جالب نیست . اما ناچارن

بیمار میگه : پول ندارم . یه سمعک ارزون بدین . میگی سمعک از مثلا چهارصد هزار تومن داریم تا دو ملیون تومن . مریض میگه : میشه یه پونصد هزار تومنی بدین ؟ ( و پیش خودش فکر میکنه که این قیمت مناسبیه ) .

آخه مگه سمعک رو از رو قیمتش انتخاب می کنن ؟ متاسفانه مسائل مالی روی انتخاب یه سمعک مناسب خیلی اثرات بدی می گذارن.

من دلم می خواد بتونم با دلیل و منطق ، خودم تعیین کنم که سمعک بیمارم چه ویژگی هایی باید داشته باشه و چه چیزهایی داشته باشه بهتر هست . نه این که برنامه برای بیمارم تعیین سمعک کنه 

حالا سوال من اینه : لازمه بدونم مثلا چه جوری باید سمعک رو تو تست باکس گذاشت یا چه جوری میشه پاسخ فرکانسی رو تعیین کرد ؟ منظورم موقع کار عملی با سمعک هست

--------------------------

این همکار گرامی ، آقا مهدی ، خیلی آدم جالبیه . مدتهاست که وبلاگش به روز نشده اما همچنان همون نشونی رو میده . باور نمی کنید به وبلاگ " نوشته های یک شنوایی شناس " سر بزنید که لینکش همین بغل هست .

البته مطمئنم این دیر به دیر آپ شدن همکارهام از جمله ایشون فقط به خاطر مشکلات کاری هست .

و با تمام گرفتاری هایی که قطعا دارید ، آقا مهدی از این که همیشه برام پیغام می گذارید و نظرتون رو می نویسید ، ممنونم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 بهمن1390ساعت 20:0  توسط نسترن | 
از آدم های بادمجان دور قاب چین و چاپلوس خیلی متنفرم . آقای فلانی ، خانم فلانی ، نامه تون باید امضا بشه ؟ بدین من براتون انجام میدم . فلان فرم رو می خواین ؟ من براتون می گیرم . فلان کار رو ؟ من براتون می کنم

و چه احمقه اون که این چاپلوسی ها رو قبول میکنه .

بعد اون نفر دوم می یاد ( مثل این عوضی که امروز اومده بود اتاقم ) و یه فرم جلوتون می گذاره ( که اون فرمه اصلا ربطی بهش نداره ) :

این فرم مال آقای دکتر فلان هست ، " مهرش " کنین ! - و تو رو میکنه یه میرزا بنویس که وظیفه ات صرفا " مهر " کردنه

امروز پر از خشم شدم . نه به خاطر خواسته غیر معقولانه اون مردک عوضی

به خاطر این که نمی فهمم یه پزشک ، یه آدم تحصیل کرده ، واقعا نمی تونه درک کنه که این " لطفی" که داره در حقش میشه در واقع یه جور تملق هست ؟

چه حقیره اون که از تملق شنیدن و چاپلوسی خوشش می یاد و از این موضوع استقبال می کنه .


+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 دی1390ساعت 20:55  توسط نسترن | 
مریضم یه پیرزن جالب بود . پسرش رفت که از پذیرش قبض بگیره . خودش تو اتاق موند

گوشش اصلا خوب نمی شنید ، به حدی که من از بس داد زدم واقعا گلوم درد گرفت . در همون حال داد زدن ازش تاریخچه هم گرفتم . گفت : خانم دکتر من خجالت می کشم که حرف مردم رو نمی شنوم . تو شوهر داری ؟ !! ( نفهمیدم چه ربطی داشت !! )

من با شوخی و خنده گفتم : نه ، شوهر اصلا خوب نیست !

خندید . گفت برات خیلی دعا میکنم . یه کاری کن که گوشم خوب بشه

ازش ادیومتری گرفتم . بماند که به سختی تونستم حالیش کنم که باید به صداهای ریز هم جواب بده . خیلی زود خسته شد . پاشد و در حالی که هدفون هنوز رو گوشش بود ، چادرش رو ور داشت که بره . دیدم خیلی عجله داره میکروفون رو روشن کردم و صدا رو زیاد کردم . روی ۹۵ دسی بل گفت خوبه . ۱۰۰ دسی بل رو هم گفت خوبه

شدت رو کردم ۱۰۵ دسی بل - ذوق کرد و گفت : وای گوشم خوب شد ! اینجوری خیلی خوبه ! یه کمی باهاش حرف زدم . درک گفتارش عالی بود . یه کمی با پسرش حرف زده . ذوق می کرد که صدا رو خوب می شنوه . دوباره رفتم تو اتاق پیشش تا هدفون رو بردارم و بی سی بگذارم . مجددا خیلی جدی پرسید : شوهر نکردی ؟ دوباره بهش خندیدم . پرسید گوشم خوب میشه ؟ گفتم : اگه سمعک بزنی خوب میشه

کارش که تموم شد و اومد بیرون ، تو کیفش دنبال یه چیزی می گشت . پسرش گفت : مادر چی شده ؟ چیزی می خوای ؟ گفت : می خوام به خانم دکتر انعام بدم !

به من ۵ هزار تومان انعام داد ! هرکاری کردم که نگیرم ، نشد . خواستم یواشکی پول رو به پسرش پس بدم که آقاهه خیلی جدی گفت : حاج خانم بهتون انعام دادن !

ظهر اومدم خونه ، داشتم ماجرای امروز رو تعریف می کردم . من بابت چی انعام گرفتم ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 دی1390ساعت 14:30  توسط نسترن | 
دارم آناتومی فیزیولوزی سیستم تعادل می خونم . فصل 19 کتز که نوشته دکتر برین هست . واقعا خوب توضیح داده . بعضی چیزها رو تازه متوجه شدم . نسبت به نسخه قبلی کتز ( چاپ 2002 ) ، این دفعه دکتر برین خیلی واضح تر و ساده تر نوشته - نویسنده نسخه قبلی ، کس دیگه ای بود -

حالا خودمونیم ، گیرم که من انجام ENG رو کاملا یاد گرفتم ، در حدی که بتونم بیمار ببینم - که مطمئنم می تونم اینن کار رو یاد بگیرم -

بعدش وقتی دارم بیمار رو تست می کنم ، وسط آزمایش

اگه استفراغ کنه . . .

                       من از اون جلوتر . . . .

آخه این هم شد آزمایش ؟ ! !

قطعا همچین اتفاقی پیش می یاد ، که بیمار وسط آزمایش - بخصوص کالریک - استفراغ کنه . با این موضوع چطور باید کنار اومد /

----------------------------------------------------------------------------------

والا اینجا اغلب کسایی که قراره ازشون آزمایش ABR گرفته بشه یا از پزشکی قانونی هستن یا از نظام وظیفه و برای همین ما به همه خواب اور میدیم . من خودم هرگز به نوزاد خواب آور نمی دم . خواب آور ها روی نوزاد ها تاثیر می گذارن . بعضی از خواب آورها رو اصلا نباید به بچه های زیر 3 سال داد. اگه ناچار به تجویز دارو بشیم ، طبقه پایین مطب یه متخصص نوزادان هست که بچه رو می فرستیم پیش اون تا اون دکتر دارو رو تجویز کنه. بعلاوه سطح EEG در نوزاد خیلی پایینه و مزاحمتی ایجاد نمی کنه ، اما در بزرگسال آروم کردن بیمار و پایین آوردن نویز خیلی مهمه و خیلی در جواب تاثیر می گذاره . مخصوصا وقتی هدف شما از آزمایش ABR بررسی مسیر های عصبی هست ، حساسیت کار خیلی زیاد میشه .

من البته تازگیها دیگه زیاد بعداز ظهر ها مطب نمی رم چون کار صبحم تو بیمارستان واقعا خسته ام میکنه . مگر این که کسی بیمار خودم باشه و بخوام ازش ABR بگیرم، میرم مطب . معمولا قبل از آزمایش کاملا برای بیمار توضیح میدم که چه کاری می خوام انجام بدم و زمان آزمایش چقدره . و به همه افراد بزرگسال یه قرص خواب آور میدم - معمولا اگزا ( البته با یه پزشک داروساز مشورت کردم ) . با این حال قرص رو خیلی از آدم ها تاثیر نداره . حتی پیش اومد که یکی رو 2 بار و در 2 روز متوالی آزمایش کردیم چون اولین آزمایش اصلا جالب نبود . موجها در هم بود و نویز خیلی بالا . بیمار بعدا خودش گفت که روز اول به شدت ترسیده بود ( با این که براش همه چی رو توضیح داده بودم

یه بنده خدایی هم یادمه که اصلا آروم نمی موند . بعد از یه ربع آخر برگشت و گفت : میشه برم دستشویی؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1390ساعت 20:8  توسط نسترن | 

بابا هه کلافه و نگران بود . دکتر برای دختر کوچولوش آزمایش ABR درخواست کرده بود . نمی دونست کجا باید این ازمایش رو انجام بده ، نمی دونست چرا دکتر این ازمایش رو درخواست کرده ، پر از سوال بود

یه دختر کوچولوی 17 ماهه خوشگل بود . موهای طلایی فرفری داشت با یه شکم کوچولوی نرم . شکمشو قلقک دادم ، گفتم وای چه شکم نرمی داری - خودشو سفت گرفت و شکمشو تو داد ! سابقه تشنج از بدو تولد . یه مدتی ( یک و نیم ماه ) تو همین شهر در بیمارستان ویژه کودکان ( 17 شهریور ) بستری بود و نتیجه این شده بود که تعداد دفعات حمله های تشنجش به شدت زیاد میشه . بابا با ناراحتی برام تعریف کرد که این دختر کوچولو روزی 22 تا قرص می خورده ( یا می خوروندن ) اما روز به روز بدتر میشد . تا در نهایت رسیدن به آخر همون سناریوی تکراری - بچه رو می برن تهران ، بیمارستان مفید . در نهایت فقط با تجویز یک دارو تشنج بچه کنترل میشه

خیلی خیلی ناراحت کننده بود . پدر و مادر نسبتا سن بالا داشتند و این بچه براشون خیلی عزیز بود . در مدت اون یک ساعتی که بچه خوابیده بود و من داشتم ABR می گرفتم ، مادرش چه چیزهایی که از برخورد پرستارها و پزشکهای شهر ما و رفتار بی تفاوت و بی احساسشون برام تعریف کرد . و در مقابل چقدر از برخورد پزشکها و پرستارهای بیمارستان مفید تهران و دلگرمی های اونا تعریف کرد

باز خدا رو شکر که بچه نرمال بود . آستانه ها ، اختلاف Latency دو گوش و موفولوژی امواج در هر دو گوش عالی بود

ولی چرا باید بین تشخیص یک فوق تخصص شهرستانی با یه نفر با همین مدرک که تو تهران کار میکنه اینقدر اختلاف وجود داشته باشه ؟

اصلا اینا به کنار ، چرا باید یه مادر از برخورد پرستارهای بخش نوزادان شاکی باشه ؟ چه فرقی بین پرستار های شهرستانی با پرستارهای تهرانی هست ؟

بین ادیولوژیست های شهرستانی با ادیولوژیست های تهرانی هم اختلاف هست ؟

------------------------------------

ثبت نام ارشد شروع نشده ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1390ساعت 21:42  توسط نسترن | 
خواب آلودگی بد دردیه ، اگه پشت ادیومتر باشی و خوابت بگیره که دیگه واویلا . خداییش هم ادیومتر آدم رو خواب میکنه مخصولا اگه یه مریض خوب گیرت بیاد که لازم نباشه هر چند لحظه یکبار چکش کنی - صدا نمی یاد ؟ خوب گوش کن !

خسته شده بودیم . ساعت 4 عصر بود ، داشتم ABR می گرفتم . چراغهای توی اتاق رو خاموش کرده بودیم تا بگیره بخوابه . درست یک ساعت بود که ذل زده بودم به مونیتور کامپیوتر . همکارم - آقای الف - بدتر از من . در همون زمان اون هم از یه نفر ادیومتری گرفت . بنده خدا می خواست استخدام بشه ، صبح رفته بوده یه بیمارستانی و دیده بود نوبت هاش خیلی طولانیه ، اومده بود مطب . اون ساعت روز من اغلب خوابم و اون روز ناچار شده بودیم ساعت 2 هر دو نفر بیایم مطب . تازه خیلی هم مراقب بودم که خمیازه نکشم تا باعث خواب آلودگی دیگران نشم !

مریضه گفت : آقای دکتر دستتون درد نکنه و ( با نگرانی ) پرسید می تونم هزینه رو همین جا حساب کنم ؟ منظورش این بود که هزینه رو مستقیم به همکارم بده ، نه به منشی . احساس کردم نگرانه که هزینه آزمایش زیاد بشه .

همکارم - آقای الف - در حالی که تو اون تاریکی می دیدم که خسته و خواب آلوده ، با خواب آلودگی گفت : خواهش میکنم . قابل نداره ، مهمان ما باشید .

مریض گفت : خیلی ممنون . چقدر تقدیم کنم ؟

آقای الف - با بی حوصلگی گفت : هزار تومن !

من و مریض و منشی که حالا اومده بود تو اتاق با هم دیگه گفتیم : چی ؟ تو اون خواب آلودگی اتاق ، از خنده منفجر شدم ! اما اون اصلا به روی خودش نیاورد ، خیلی جدی گفت : با یه صفر اضافه تر !

نیم ساعت بعدی واقعا اعصاب خورد کن بود . انتظار داشتم موج 5 رو تا شدت نرمال ببینم اما امپدانس الکترودهام بالانس نبود و آرتیفکت ثبت می شد . داشتم پارامترها رو دستکاری می کردم ببینم می تونم با تغییر پارامتر ها ، آرتیفکت رو کم کنم یا نه ؟ همکارم هم با یه مریض دیگه مشغول بود . اونا توی اتاق آکوستیک بودن . فکر کنم داشت تنظیم سمعک انجام می داد . اتاق تاریک بود چون چراغ ها رو خاموش کرده بودیم ( لامپ فلورسنت اتاق درست بالای تخت بیمار قرار داره ) . کارش که تموم شد و مریض رفت بیرون ، منشی اومد تو و پرسید : آقای ... از این بیمار چقدر هزینه بگیرم ؟

با خواب آلودگی گفت : قابل شما رو نداره . مهمان ما باشید !

منشی گفت : آقای . . . منم ! بیمار رفته بیرون . من چقدر باید ازش هزینه بگیرم ؟

 جالب این بود که تو اون وضعیت خواب آلوده یکی اومده بود که TM سابقه پرفوریشن داشت . کلی بررسی اش کردیم تا مطمئن بشیم که سوراخه بسته شده . 

من 3 تا ABR اون روز گرفتم - ساعت 7 عصر دیگه حتی نای خونه رفتن هم نداشتم .

 * * * * * * *

ضد حال اینه که این همه وقت می گذاری و این همه دقت می کنی که آزمایش ها درست در بیاد . بعد دکتر تلفن میکنه و می پرسه : آی فلانی یه ادیولوژ ، این مریضه که SNHL در حد 40 دی بی داره و تو ازش رفلکس ایپسی در شدت 95 دی بی خیلی شارپ و خیلی واضح ثبت کردی ، sensory هست یا neural  ؟

این دکتر ها ( البته بعضی هاشون ) انگیزه رو در آدم از بین می برن .


+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آذر1390ساعت 23:13  توسط نسترن | 
میگم : مراقب سلامت خودتون باشید ، نوریت وستیبولر انگار باز زیاد شده . من که هفته گذشته سه مورد مشکوک به نورونیت وستیبولر داشتم .

یه نگاهی بهم کرد ( عاقل اندر سفیه ! ) و گفت : از کجا می دونی که احتمال داشته به نورونیت وستیبولر مبتلا شده بودن ؟ اصلا تو می دونی این بیماری چیه ؟

فکر کردم داره مسخره میکنه ، یا شایدم با این حرفهاش می خواد منو امتحان کنه .

گفتم : خب از مریضه history گرفتم . یکی شون از هفته پیش vertigo شدیدی گرفته بود که اولین حمله اش بیست دقیقه طول کشید به همراه تهوع و استفراغ . در یک هفته گذشته شدت حملات به تدریج کمتر شده . سرگیجه های پوزیشنال ، شنوایی نرمال ، قند و لیپید نرمال ، کسی بود که در محیط شلوغی کار میکرده و ....

خیلی جدی پرسید : میشه یه کمی توضیح بدی که فرقش با لابیرنتیت چیه ؟

تازه فهمیدم قضیه اصلا این چیزا نبوده . واقعا نمی دونسته نورونیت وستیبولر چیه .

زشت نیست ؟ بنده خدا ، ادیولوژیست هستی نه اپراتور دستگاه ادیومتر . باید بدونی - باید بیماریهایی که باهاشون سر و کار داری رو بشناسی . نمی گم خودم چیزی سرم میشه ، منم اطلاعاتم خیلی ناقصه اما حداقل گاهی یه نیم نگاهی به کتابها می اندازم . ما اون روز سر این قضیه خیلی بحث کردیم . گفت : دونستن این چیزا چه فایده ای داره ؟ ادیولوژیست نباید در مورد بیماری به بیمار توضیح بده .

من کاملا موافقم . ادیولوژیست هرگز نباید وارد بحث تشخیص بیماری بشه چون اطلاعات متخصص ENT خیلی خیلی کاملتره و اونه که تشخیص میده و اونه که درمان میکنه . ولی توی ادیولوژیست باید بدونی مریضت چشه . و باید بدونی برای تایید یا تشخیص دقیق بیماری مریضت ، چه پارامترهایی مهمترند . تو می تونی خیلی کمک کننده باشی

سرتون رو درد نیارم . اون روز مطب رو تبدیل کردیم به کلاس درس . یه ور من بودم ، یه ور یکی از همکارها که سابقه کارش 10 سال از من بیشتره ، یه ور هم یه همکار دیگه که تازه همین امسال فارغ التحصیل شده . بحث علمی داغ داغ در جریان بود .

اینقدر ازم سوال پرسیدن که راستش کم آوردم ! دیشب رفتم اینترنت در مورد نورونیت وستیبولر و لابیرنتیت سرچ کردم . مقاله ها رو الان میریزم تو فلش ، که برم پرینت بگیرم چون امروز عصر باز هم میرم همون جا و هردو تا همکار هام هم هستن .

فکر کنم امروز عصر یه جلسه آموزشی جالب داشته باشیم ! ( از این جور کارها خیلی خوشم می یاد !

  -----------------------------------------------------------------

پ ن : سامان عزیز از این که بهم سر زدی ممنون - در مورد استاپدکتومی بهترین جایی که سراغ دارم سایت دکتر ربیعی هست :            

http://entiran.com
اونجا می تونی اطلاعات خوبی پیدا کنی یا اگه سوالی داری ، بپرسی .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آبان1390ساعت 9:45  توسط نسترن | 
قرار بود از پیرمرده ABR بگیریم . گفتن کره و می خواد برای پسرش از نظام وظیفه معافی بگیره . منشی پای تلفن بهش گفته بوده باید خواب آور بخوره . خونواده هم بهش کلونازپام داده بود و دارو حسابی اثر کرده بود . یارو گیج بود . همکارم گفت فلانی این که گیجه ، چه جوری ازش ادیومتری بگیرم ؟ گفتم حالا ABR رو بگیریم ببینیم چی در می یاد . مرده اصلا حرف نمیزد . زنش گفت : آقای دکتر ، این هیچی حرف نمی زنه . نمی شنوه . همکارم یواش گفت : بدبخت ، ناشنوایه . ولن کن . یه ABR می گیریم و می نویسیم کره و تو آزمایش همکاری نمی کنه.

ABR گرفتم . موج پنج بود به چه خوبی . تا حدود چهل دی بی من موج پنج رو دیدم . کارم که تموم شد یارو رو بیدار کردم . همکارم گفت چی شد ؟ موج پنج ها رو که خوشگل زیر هم ردیف شده بودن نشونش دادم . چند تا سوال از آقاهه پرسید . اما اون عوض جواب دادن همش یه صدایی از خودش در می آورد . همکارم عصبانی شد و گفت : آقا باید جواب بدی این چه وضعیه ؟ به من گفت نظرت چیه ؟

خودش برگشت گفت : این صدای یه ناشنوا نیست . ( تو اون اوج عصبانیت به من میگه : تا حالا گاومیش دیدی؟ صداش همینجوریه ! )

- مردم فکر میکنند با جواب ندادن و سکوت کردن می تونن خودشون رو به کری بزنن ، در حالی که ناشنوا اصلا ساکت نمی مونه . مخصوصا اگه متوجه بشه که مخاطب قرار گرفته خودش رو به آب و آتیش میزنه تا جوابت رو بده

ازش ادیومتری گرفت .  آستانه هاش در اومد : بم ها سی تا . زیر ها افت شون بیشتر بود . اما هرکاری کرد تو Speach همکاری نمی کرد . البته آخرش به این نتیجه رسیدیم که یارو مشکل منتال داره . حالا اون رو کار نداریم .

همه این حرفها رو گفتم که بگم : سر یه ادیولوژیست رو نمی شه شیره مالید . از در و دهات پا میشن میان که بگن خودشون یا پسرهاشون کرن و براشون معافی بگیرن . پسرهایی که حتی از پس نونوایی رفتن هم بر نمی یان . بعد که قضیه رو میشه که یارو یک ساعته داشته من ادیولوژیست رو سر کار می گذاشته ، فیلم بازی میکنند که بدبختن و بعدش هم اغلب به " اب الفضل " قسم می خورن تا بدبخت بودنشون بیشتر ثابت بشه.


هیچوقت در مورد نتیجه آزمایش به بیمار توضیح ندید . مخصوصا بیماری که جواب رو برای یه مرجع قانونی می خواد . بیمار هرچی بی اطلاع تر باشه ، شما راحت تر هستید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1390ساعت 23:10  توسط نسترن | 
افسانه هفته پیش رفت . خودش که می گفت برمیگرده ، ولی می دونم که بر نمی گرده .

دلم براش خیلی تنگ شده . هفته پیش براش ایمیل دادم هنوز جوابم رو نداده . به گوگل مشکوکم . همش میگه سایت شما سکیوریتی اش پایینه - تو قسمت میل گوگل به سختی وارد میشم . یه کادر کوچولو باز میشه که گوشه اش علامت آقا پلیسه داره . یعنی گوگل میلم رو نفرستاده ؟

شاید مشکل از ویندوز ماست . شاید فردا برم کافی نت . شماره تلفنی هم ازش ندارم . ناچارم برم فیس بوک .

نفرین به این کشور عقب مونده ی محدود  - همه دنیا با هم ارتباط دارن ، خیلی راحت  - ما هنوز با سرعت مورچه میریم تو اینترنت .

یکی از آشناها چند ساله که اروپا زندگی میکنه . میگه هرکی می پرسه کجایی هستی ؟ میگم : مکزیکی

میگه خجالت میکشم بگم ایرانی هستم . - حق داره -

--------------------------------------------------------------------------

بیکار بودیم . سمعکش تازه از تعمیر برگشته بود . البته سمعک رو از یک نفر دیگه خریده بود و برای تعمیر آورده بود این کلینیک. گفتم صداش خوبه ؟ گفت : آره .

گفتم این سمعک رسیورش عوض شده مطمئنی که صداش خوبه و تنظیم نمی خواد ؟ گفت : خوبه

بازم راضی نشدم . تست 5 صدایی لینگ گرفتم ، " س" رو نمی شنید . افت Moderately to severe

سمعک رو وصل کردم به های پرو - یه کمی ور رفتم ، کمی High gain رو دستکاری کردم . خودش گفت خیلی بهتر شده . دوباره آستانه گیری کردم با سمعک BTE رو گوشش . آستانه 4KHz خیلی تقویت نمی شد.

خب نمی شد دیگه . تقویت نمی شد . کوتاه اومدم . خداحافظی کرد و کلی تشکر کرد و رفت. خودش که می گفت صداش خیلی بهتر شده

دیروز داشتم تو برنامه تنظیم اون مارک سمعکها فضولی میکردم ( من زیاد با سمعک کار نکرده ام ) - به یه چیز جالب بر خوردم . Max11 اصلا خوبHigh Frequency رو پوشش نمیده ! ( من اون سمعک رو قبلش نمی شناختم و نمی دونستم که تو اون برنامه میتونم محدوده فرکانسی سمعک رو هم ببینم. )

یادمه آقای کشانی مجبورمون میکرد مقدارGain و MPO و Frequency Range رو حفظ کنیم . خدا خیرش بده . هرچند که من سمعک کار نمی کنم ولی شاید بهتر بود به اون بیمار ، این سمعک رو نمی دادن . بنده خدا آستانه های فرکانس های زیرش نسبتا بهتر بود ، حدود 50 تا 60 dB .


+ نوشته شده در  یکشنبه 24 مهر1390ساعت 19:58  توسط نسترن | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من ادیولوژیستم . فارغ التحصیل دانشگاه تهران. وبلاگم دفترچه خاطرات منه . می نویسم تا یادم نره که چی میخوام .
-------------------------------
تا نکوشی در نخواهی یافت ، و اگر به تمامی نکوشی ، نکوشیده ای
آزموده تر تیرت را به سویش روانه می کنی ،
هر آنچه در توان داری به کار میگیری ،
و اگر با تمام وجود کوشیدی و باز ،
" ناکام " ماندی ، شکست نخورده ای ،
آنگاه که به سوی رویاهایت بال می گشایی .
از رسیدن است که می بالی ،
از کوشیدن است که می آموزی ،
و از رفتن است که پیروز باز می گردی .

پیوندهای روزانه
BBPV
سابقه کار
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
بهمن 1389
آذر 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اسفند 1388
آذر 1388
فروردین 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
مهر 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
آرشيو
پیوندها
سازمان نظام پزشكي
Webshots
* * * * * * *
وبلاگهاي همكاران :
Audiologyonline
انجمن پزشکان عمومی رشت
انجمن علمي Audiology ايران
انجمن گوش و گلو و بيني
سامانه یکپارچه آموزش مداوم پزشکی
نوشته هاي يك شنوايي شناسAud.
یادداشت های من Aud.
اخبار توانبخشی ایران
آقای گورابی- Audiologist
خاطرات شنوایی 86
عكاسي
امید ابدی
پزشكي ايران
شنوایی شناسی ایران
خدمات توانبخشی امید
فن آذرخش - زیمنس
بارانک - Aud.
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM